๑۩۩๑از ابرها تنها آن تکه ای که تویی نخواهد بارید๑۩۩๑
(( اجرای رکس در اتاق شخصی تان در اتاق شخصی ام )) دست می کشی برﺴﻴﻨ - مای رکس چقدرشلوغ می کند در مصاف گوزنهای رمیده از ختم ِ خیرات اگر می کنی م خرما خرابات خواجه و بگذر از خیزاخیز شعله که سینه خیز آمده ام تا ﺴﻴﻨ - ما کجا گمت شده ایم؟ که ختم به خیر نمی شود خلیج لیلی که ختم به خیرم نمی رود این دست گفتم که بسته اند در ها را – ه بدهید !! وای خانه ام!وای همخانه ی من گر گرفته است از تلاوت رکس تو شانه ی من گر گرفته است یا بگیر دیوار را ...که نچرخد یا...شرابی بده تا... مست...آه! که عاشقانه ی من گر گرفته است کاش هی به دیوار خودش بکوبد مشت،سید کاش هی...ولی مرد دیوانه ی من گر گرفته است دست می کشی برﺴﻴﻨ - ما هم ختم به خیرت نمی شویم فلاش بک به پنجاه و هفت ِ آپاراتچی : گناهی ندارد مجنون اگر در مسیر برگشت خورده ی آبادان- خرمشهر خیرات کند بلیط های خلسه را 29 مرداد 87 آناهیتا رضایی
نوشته شده در Sun 8 Nov 2009ساعت
5 PM توسط آناهیتا رضایی| |

